مشاهده همه 6 نتیجه

پنجشنبه فیروزه‌ای

بدون امتیاز 0 رای
«پنجشنبه فیروزه­ ای» با یک داستان سریع و سرضرب آغاز می­ شود. با روایتی از یک دانشجو که مخاطب می­ تواند به سادگی با آن هم ذات پنداری کند؛ دانشجویی که اهل ادا در آوردن نیست. اما رمان پس از این پیش ­درآمد وارد رابطه ظریف چند دختر دانشجو می­ شود که برای زیارت به مشهد مقدس وارد شده ­اند. شاید اوج رفتار عرفانی در نگارش این رمان و رو در رو قرار دادن سبک­ های مختلف زیستی در رمان را بتوان در این بخش رمان جستجو کرد. عرفانی با زیرکی و در عین حال رعایت جنبه های مختلف عفاف، مخاطب را به درون تو در توی ذهن دختران جوان دانشجویی می ­برد که در این سفر همراهند.
0
رایگان!

چنین دیدم…

بدون امتیاز 0 رای
داستان بلند «چنین دیدم» اثر فرشته امیری نویسنده جوانی است که خط و روح زنانه در داستان‌هایش پرواز می‌کند. لطافت زنانه به داستان‌هایش رنگ و طعمی متفاوت می‌بخشد و طیف بسیاری از مخاطبان را به خود جلب می‌کند. او در کار داستانی خود این لطافت را در خدمت بازخوانی داستانی پر تعلیق در آورده است. داستانی درباره خانواده‌ای که دختر در آستانه بلوغشان باید با رازی بزرگ آشنا شود.
0
رایگان!

یک محسن عزیز

بدون امتیاز 0 رای
برشی از کتاب یک محسن عزیز: به اصرار عزیز و به خاطر دل بچه ها که می خواستند یکی دو روز دیگر بمانند ، از باجه تلفن کنار میدان به مامان زنگ زد و چند روزی همان جا ماندنی شد . وحید را جای همیشگی اش پیدا کرد . توی زمین آسفالت پایین مدرسه شجری و در حال فوتبال بازی کردن . همدیگر را را بغل کردند و به دقیقه نکشید که محسن هم وارد بازی شد و هنوز چند باری پا به توپ نشده بود که متوجه اختراع جدیدشان شد.
0
رایگان!

بیست سال و سه روز

بدون امتیاز 0 رای
وقتی خیال سید مصطفی راحت شد که مادر سراغ کارهایش رفته، برگه دومی را از لای کتابش بیرون کشید و به آقا سید گفت: «رضایت نامه دوم. امضا می کنی؟» آقا سید لبخندی زد و گفت: «ای کلک. فکرشو می کردی مامان بیاد نه؟» سید مصطفی لبخندی زد و به امضایی که آقا سید پای برگه می انداخت، نگاه کرد و گفت: «به مامان نگو. باشه؟» آقا سید نگاهی به چهره خندان پسرش انداخت و گفت: «حالا که امضا کردم و خیالت راحت شد، بگو چرا آن قدر اصرار داری بری؟ برو دانشگاه. درس بخون. الآن مملکت ما به آدم های تحصیل کرده بیشتر احتیاج داره. جنگ حالا حالا ها هست.» چهره سید مصطفی جدی و لحنش جدی تر شد. نگاهی به چشمان آرام پدر انداخت و گفت: «شاید جنگ حالاحالا ها تموم نشه؛ اما ممکنه من عوض بشم. هیچ تضمینی نیست که پنج سال دیگه، دو سال دیگه که درس من تموم شد، اون موقع هم همین آدم باشم.»
0
رایگان!

دخترخاله ها

بدون امتیاز 0 رای
در این کتاب آمده است: بابا و عمو جمشید هم کارشان را تمام می کنند و می روند خانه ی ما تا استراحت کنند . عمو باز سرخوش است و شروع به آواز خواندن می کند . من و ریحانه قالیچه را تا نیمه جمع کردیم که اول صدای فریاد خاله و جیغ مامان و بعد صدای شکستن کاسه ی آش را می شنویم .
0
رایگان!

رویای بعد از ظهر

بدون امتیاز 0 رای
کتاب موضوع انقلاب را برای گروه سنی نوجوان از زاویه دید اول شخص روایت می کند.«رؤیای بعد از ظهر» داستان پسری نوجوان را روایت می کند که به ناگاه به دنیای چند سال گذشته پرت می شود. او هنگام تعمیر چراغ مطالعه اش، با جرقه برق بیهوش شده و وقتی چشمش را باز می کند، متوجه تغییرات در اطراف خود می شود. این اتفاق سبب شده تا او به سال های پیش از انقلاب و به بحبوحه حوادث آن ایام سفر کند.
1
رایگان!